خرید بک لینک
هر چه کردم خوابم نبرد، امشب رو به قولِ دوستی بی دارم. کمتر از یک ساعت تا طلوع مونده ..

برچسب: نویسنده: کیانوش میرزاده تاريخ: يکشنبه 12 اسفند 1397 ساعت: 21:45

منع شدیم از هم آغوشی ها و هراس از هوسهایمان خیال ما را هرس کرد. ای همگان! مرا باور است که هوس، فضیلت است آن دم که اندوه آویزه دلمان گشته. برای همهچیز حدیست و حد هوسورزی آزار نرساندن ...

برچسب: نویسنده: کیانوش میرزاده تاريخ: يکشنبه 12 اسفند 1397 ساعت: 21:45

احساس سبکیای دارم. انگار که لبهی یک پرتگاه ایستاده باشم. توشهای نیست، سبکبال و سبکبار ... دستها بازِ باز. نسیمی از لابهلای موها رد میشود و من خیره به افقهای دور دست. قدمی به جلو، شروعی خواهد بود بر یک پایان ..

روز قشنگی برای ... نیست؟ :)

مسخرهست! خودم را به دنبال لحظات میکشم و همراه میارم. ردی از خون در پشتسر به جامانده. شاید قتلی رخ داده باشد. نمیدانم ولی این را به حتم میدانم که مدتزیادی دیگر تاب نخواهد آورد این جسم مفلوک ..

برچسب: نویسنده: کیانوش میرزاده تاريخ: يکشنبه 12 اسفند 1397 ساعت: 21:45

صفحه بندی